خودتون بخونين

خوندنش ضرر نداره

۱ــ بد ترين شکل دلتنگی برای يه نفر اينه که در کنارش باشی و بدونی هرگز

بهش نميرسی.

۲ــ عشق حديثی است که با يک نگاه آغاز،با يک لبخند به اوج٬ با يک بوسه به

نهايت و با يک قطره اشک به پايان ميرسد.

۳ــ هرگز وقتت را با کسی که حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند نگذران.

حالا ضرر داشت ؟

ممنون حامد ۳ دست03.gif

 

/ 8 نظر / 8 بازدید
ebi

سلام خوبی مطلبت خوندم عالی بود

kimia

سلاممممم اين سخنان فکر کنم از مارکز باشه خيلی قشنگه خدا نگهدارت

hossein darbedar

zararo khoob oomadi

محمد حسین خانی

سلام از نظر زیبای تو متشکرم بهمن ایمیل بفرست در ضمن وبلاگت خیلی قشنگ و پر محتواست خدا حافظ تو

mahsa

سلام بيشتر از اينكه در باورت،باور كنى در دل نوشته هايت،قدم زدم و فاصله ها را شكستم تا شايد به باورت برسم؛ در كوچه بس كوچه هاى احساست پيج و تاب خوردم؛نفهميدم در خم كدام كوچه، باورم را كم كردم!تمام باورت را از باورم كم كردم تا شايد نشانى گم شده ام را بيابم اما....نمى دانم كدام احساست را باور كنم احساسى كه در شعله ستاره بود يا حجم بينهايت غريبه؟!! غريبه را خوب شناختم،شايد حتى بهتر از خودت؛اما شعله ستاره تن احساست را خوب داغ نكرده و در باور من نيز نگنجيد!!!!!!! احساست را گستاخ كردى،و اين گستاخى تا مرز غريب افتادن جلو رفته و شايد اگر غريبه كمكت نمى كرد تا نا كجا رفته بود. اجازه نده احساست تو را تسخير كند تو او را تسخير كن! احساست خود خواه شده ؛در خيالش امده كه همه چیز از ان اوست؛اگر اين شود واى به حال ترانه هايت

mahsa

به دستهايت اعتماد كن،فقط با چشمهايت باور نكن.اگر ميبينى،به دستهايت هم اجازه بده لمس كند؛ان وقت اكر در باورت امد؛من حاضرم قسم بخورم به زلاليه چشمهايت تا كى ميخواهى به دستهاى غريبه بپيچي؟!! تا كى مى خواهى روى دستهاى غريبه خودت را پهن كنى؟! باور هاى كرم خورده ات را دور بريز؛يك نفس با ريه هاى زمين بكش،ترانه هايي كه نشان از ستاره دارد مچاله كن ،گيلاسهايى بر از شهوت بودن و ماندن و خواستن را يك نفس سر بكش،ان دقت است كه بودن صامت غريبه را تا ابد دارى؛و او را در زلال ترين سمفونيه بودنت لمس ميكنى ان وقت دستهاي مرا نيز در ضيافت دستهايت دعوت كن!!