چه حاصل از این بهار

      چه حاصل از این بهار

                             ای بس بهارها که بهاری نداشتم . . .

سلام... یه مدتیه پیدات نیست ؟ نکنه تو هم مثل بهار قصد نداری از خونه ات بیرون

بیای . آخه امسال فکر کنم خدا هم حساب فصلها از دستش در رفته . چون ما که امسال

بهاری ندیدیم . شاید هم بوده و مال از ما بهترونه . یعنی بهار انقده عزیزه که ما قابل

نیستیم زیارتش کنیم ؟! اگه اینجوریه باید بهش بگم که منم شوقی به دیدنش ندارم و

بودن و نبودنش برام فرقی نداره . من که از قدیم دلمو به پاییز خوش کرده بودم و با

رسیدن پاییز جشن می گرفتم . از قدیم میگن که درخت هرچی بارش بیشتر باشه سر

به زیر تره . ولی تا اونجایی که من دیدم ، درخت هر چی بی برگ و ساده تر باشه

معرفتش بیشتره و مثل درختای بهار خودشو نمی گیره . اصلا من نمی دونم این بهار

چی داره که همه دلشونو بهش خوش می کنن ؟ البته به قول یه نفر شادی رسیدن بهار

فقط مال بچه هاست اونم بخاطر خریدن لباس نو و گرفتن عیدی هست . ولی به نظر من

پاییز با اومدنش همه برگهای درختاشو به آدما عیدی میده و همشونو به پای آدما می

ریزه . پس بازم معلوم شد که معرفت پاییز بیشتره . من که عاشق پاییز بودمو می

مونم . اینو برات نوشتم که دلتو بیخودی به بهار مغرور خوش نکنی و بدونی اگه بخوای

مثل بهار بشی خیلی زود از دل من میری بیرون . . .

دیگه قصد نوشتن نداشتم. فقط بخاطر رویایی نوشتم که به حقیقت پیوست. به امید روزی که همه رویاها

به حقیقت تبدیل بشه ازش ممنونم . . .

/ 19 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آسمان

سلام حالا که پاییز اوئمده چرا به شوق اومدنش چشزی نمی نویسی؟ به منم سری بزن یا حق

پاییزی

آرام و بی صدا آمده ام در این نیمه شب پاییز با نی لبکی در دست تا در حضور چشمانت ، آرامش را برایت نجوا کنم شانه هایت را تکان می دهم و دستانت را سخت در دستانم می فشارم تو را از این همه سیاهی شب خاموش در آغوش پیراهن سفیدم می گذارم تنهایی هایمان را با ماه قسمت می کنیم تو در چشمان من.... و من در چشمان تو.... لبریز و سرشار از نگاه هم.... در سرزمین پاکی های خیال تو قدم می زنیم

جوجو + وروجک

عشق آن نیست که هر لحظه کنارش باشی عشق آن است که پیوسته به يادش باشي

جوجو + وروجک

عشق آن نیست که هر لحظه کنارش باشی عشق آن است که پیوسته به يادش باشي

وبانه

کانون وبلاگنویسان شیراز = جلسه + جایزه اگر وبلاگ مینویسی! اگر شیرازی هستی یا ساکن شیرازی! بیا به وبانه سر بزن و جایزه بگیر.

زهرا

سلام وبلاگ بسیار جالبی بود موفق باشید

علی

حقیقت آدم ها را از هم جدا میکند. این رویا ها هستند که آنها را دوباره به هم پیوند میدهد.

ساناز

پر پرواز ندارم اما دلي دارم وحسرت درناها وبه هنگامي كه مرغان مهاجردردرياچه ماهتاب پارو مي كشند. خوشا رها كردن ورفتن!خوابي ديگر به مردابي ديگر! خوشا ماندابي ديگر،به ساحلي ديگر،به دريايي ديگر خوشا پر كشيدن،خوشا رهايي خوشا اگر نه رها زيستن، مردن به رهايي....

احد تنها

به نام نازنين ترين سلام..... اميدوارم روزگارت هميشه روز باشد ......اميدوارم كه حالت خوب باشد * چيزهايي توي دلمان هست كه به زبان نمي آيد برايش واژه اي نساخته اند خودمان هم درست معني اش را نمي فهميم چيزهايي از "جنس دوست داشتن ، "خوبي "ديگران را خواستن، چشم انتظاري كسي كه حرف دل را بفهمد وزبان دل را بلد باشد * بامن "حرفي" بزن...منتظرتم ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^