به نام پاییز
 

                          يا دهنده بی منت

اولين کلام

بنام واژه من که پس از خدا می پرستمش.آوارهای هستم که دو جرم دارم يکی به

دنيا آمدن و ديگری عاشقی و متهم دادگاه دنيا شعبه بدبختی هستم.حکم من زندگی

کردن است و اکنون در حال گزراندن دوران محکوميتم هستم.مرگ،واژه ايست که تمام

آوارگان مثل من به دنبال آن هستند و برای ما حکم آزادی از زندان زندگی را دارد.

عرض سلام وتشکر خدمت همه دوستانی که با يه سر زدن به اينجا منو

شرمنده ميکنن.  ممنون  حامد ۳ دست

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۳ مهر ،۱۳۸۳ - حامد